ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
400
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
داد ، چون پيش هليل بردندش بدست برزيكانان [ 1 ] باز داد ( 260 - آ ) تا بكشتندش [ 2 ] و بعد از آن باسدآباد آوردندش بتربه [ 3 ] [ . . . ] پس چون بدر از همه جوانب معاونت يافت ، و گورانان بيامدند او از دز بيرون آورد ، [ 4 ] و با هليل حرب كرد و بگرفتش و پندى عظيم محكم بر نهادش و باز داشت ، وزير الوزراء ابو غالب بىاندازه مال و نعمت از قلعه از پرستار بود خواست ، [ 5 ] برگرفت او زرينه و سيمينه ؟ و تختها ؟ جامه [ و ] نقد و جواهر كه آن را قياس نبود ، و هر چند در سپاه عراق چهارپا بود و بكرا يافتند جمله پر بار كردند ، و بجانب بغداد رفتند و بعد از رفتن ايشان بدربشابور خواست آمد و كشتن ابو عيسى شادى بر وى عظيم سخت آمد و هر چند برزيكانرا كه بيافت بفرمود كشتن و تخم ايشان اندك مايه بود ، و گورانان را بركشيد . و اين حادثه در ماه ربيع الاول [ بود ] سنه احدى و اربعمائه ، و شمس الدوله . . . [ 6 ] طاهر پسر هليل بر جدّ خويش خروج كرد و بدر با او حرب كرد و بىاندازه از سپاه او بكشت ، و طاهر از حربگاه گريخته برفت . [ 7 ] پس بهاء الدوله ابو نصر بن عضد الدوله در سنه ثلاث [ و اربعمائه ] ببغداد بمرد
--> [ ( 1 ) ] برزيكانان ، كردانى بودند كه از قبيلهء بدر و هلال بودند و آنان را برزينيه نيز خوانند [ ( 2 ) ] كامل گويد : ابو عيسى را بخشيد و همراه خود كرد تا لشكر ابو غالب برسيدند هلال با ابو عيسى مشورت كرد ابو عيسى گفت صلاح نيست با اين لشكر جنگيدن ، صواب چنانست كه نسبت ببهاء الدوله اظهار خدمت و اطاعت كنى و آنان را بمال به خود مستمال سازى و اگر نپذيرفتند بايد از دور و نزديك بر آنان تنگ گيرى و بمطاوله پردازى چه آنان با مطاوله صبر نتوانند كردن ، ناچار صلح بپذيرند و باز گردند ، هلال نصيحت ابو عيسى را مغشوش پنداشت و او را بكشت ( 9 ص 74 ) [ ( 3 ) ] كذا ؟ ظ : و بتربت پدران بگور كردند - ك : ندارد . [ ( 4 ) ] ظ : آمد . ك : هلال را لشكريان فخر الملك ابو غالب بگرفتند در جنگ ، و ذكرى از بيرون آمدن بدر و جنگ او با هلال در كامل نيست ، [ ( 5 ) ] ظ : از قلعه كه از بر شاپور خواست بود برگرفت . . . ك : قيل كان بها [ اى في قلعة سابور خواست ] اربعون الف بدرة دراهم و أربعمائة بدرة ذهبا سوى الجواهر النفيسه و الثياب و السلاح و غير ذلك . . . ( 9 ص 74 ) [ ( 6 ) ] لقب شمس الدوله اينجا بىمورد است و گويا مطلب افتاده است . چه لقب طاهر بن هلال شمس الدوله نبوده و شمس الدوله لقب برادر مجد الدوله است . كامل هم فقط طاهر بن هلال دارد [ ( 7 ) ] حرب بدر با طاهر در كامل نيست و گويد طاهر شهر زور را از كسان فخر الملك عميد الجيوش به زور بگرفت ( 9 ص 84 )